حالا دیگه وقت خوابه

در طی روز بارها از دویدن به دنبال برطرف کردن نیاز کودکمان خسته می شیم و آرزو میکنیم که کاش بتونیم ساعتی چشمهامون رو ببندیم و با آرامش بخوابیم. چیزی که مدتهاست از چشمهای ما گریخته. شب می رسه و آرزوی خواب اما اتفاق نمی آفتد. کودک ما ساعتی پیش به خواب رفته و در این فاصله مادر تمام کارهای خونه رو انجام داده و ریخت و پاش‌ها را جمع کرده. حالا دیگه وقت خوابه اما همینکه چشمها گرم میشه صدای غر غر فرزندمون به گوش می رسه. سعی میکنیم بهش اعتنایی نکنیم و فکر میکنیم که این غر غر کردنها به زودی تمام میشه و میتونیم بخوابیم. اما کم کم صدای غر غر تبدیل به گریه ای میشه که به راحتی آرام نمی شود… راستی چه باید کرد. چرا کودک من یاد نگرفته شبها وقت خوابه و همه خوابن…. چکنم که بفهمه منهم آدم هستم و به خواب احتیاج دارم. به نظر میاد رسیدن به این درک به این زودیها ممکن نیست. حداقل نه تا زمانی که کودک به درک و فهم درستی از محیطش رسیده باشه و مراحل اولیه رشد عقلی رو طی کرده باشه. اما نکته کمی مثبت این دوره این است که خواباندن بچه ها تابع روالی است که برایشان قرار می‌دهیم. اگر بچه ها این روال را بیاموزند کمک بزرگی به خوابیدنشان کرده ایم.
برای دسترسی به این محتوا عضویت رایگان مورد نیاز است.
این مطلب را برای دوستان خود به اشتراک بگذارید:
به اشتراک گذاری بر روی email
به اشتراک گذاری بر روی skype
به اشتراک گذاری بر روی linkedin
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp

نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *